دارالترجمه زبان ييديش

دارالترجمه پارسيس  به عنوان مركز تخصصي ترجمه ييديش با بكارگيري كادري مجرب و مترجمين حرفه اي در زمينه ترجمه تخصصي  متون حقوقي ، فني ، مدارك ،اشعا ر و … از ييديش به فارسي و فارسي به ييديش و ييديش به انگليسي و انگليسي به ييديش و  ترجمه همزمان  ( ترجمه شفاهي ) جهت سيمينارها و همايش ها و مكالمات تجاري و توريست درماني و پياده سازي فيلم و فايل هاي صوتي  آماده ارائه خدمات به مشتريان عزيز به صورت مستقيم  و بدون واسطه با كمترين قيميت و بالاترين كيفيت  مي باشد

 ترجمه آنلاين زبان ييديش

دارالترجمه پارسيس مفتخر است بعنوان دارالترجمه آنلاين زبان ييديش  در راستاي كاهش هزينه ها و  ارج نهادن به وقت مشتريان  و جلوگيري از  اتلاف وقت در ترافيك شهري اين امكان را فراهم نموده است تا در كمترين زمان ممكن از خدمات ترجمه آنلاين زبان ييديش استفاده نمايند 

براي استفاده از خدمات ترجمه آنلاين كافي است فايل متن و يا تصوير آن را   به شماره  تلگرام  ۰۹۱۰۰۱۱۲۸۳۵  ارسال نماييد . تيم دارالترجمه پارسيس ظرف چند دقيقه قيمت و زمان تحويل ترجمه متن را به شما اعلام مي نمايد تا در صورت تمايل مبلغ اعلام شده را به شماره كارت دارالترجمه واريز نماييد تا ترجمه متن شما شر وع شود  و در كمترين زمان ممكن  ترجمه از طريق ايميل يا  تلگرام براي شما ارسال شود

ترجمه فايل صوتي و تصويري

ترجمه فايل هاي  صوتي از قبيل آهنگ و شعر و  فايل هاي صوتي (سمينارها و همايش ها )  و  فايل هاي تصويري از قبيل ، آهنگ ، شعر ، ويديو  ، كليپ ، تيزر تبليغاتي ، فيلم هاي آموزشي ، ، مستندهاي آموزشي از زبان يديش به فارسي و از فارسي به يديش در اين مركز صورت مي پذيرد 

شما مي توانيد ترجمه فايل تصويري خود را به صورت مستقيم ترجمه نماييد و ترجمه  فارسي آن را بر روي كاغذ تحويل بگيريد و يا اينكه فايل شما در ابتدا پياده سازي شود يعني  و هر آنچه را كه  مترجم مي شنود  به يديش تايپ مي نمايد و سپس در زير هر پارگراف ترجمه آن را قيد مي كند  و يا اينكه ترجمه فايل تصويري خود را به صورت دوبله و يا زير نويس تحويل بگيريد 

البته بنابه نوع درخواست مشتري قيمت  ترجمه فايل صوتي و تصويري تعيين مي شود 

 

آموزش زبان ييديش 

تدريس زبان ييديش توسط اساتيد دانشگاه و مدرسين حرفه اي  صورت مي گيرد و همچنين آموزش زبان ييديش از راه دور  و به صورت اينترنتي امكان پذير مي باشد لطفا جهت كسب اطلاعات بيشتر با ما تماس بگيريد

 

زبان ييديش

ييدي، ييديش يا يـِديشي (يديشي: ייִדיש)، آلماني ولهستاني: Jiddisch، (به روسي: Идиш)، (به اوكرايني:Їдиш)، فرانسوي و انگليسي و ايتاليايي: Yiddish، (بهلاتين: Iudaeogermanica) نامِ زباني است كه براي نزديك به هزار سال، زبانِ مادري و گاه، تنها زبانِ بعضي جوامع ِ يهوديانِ اشكنازي بود كه در اروپاي شرقي و  مركزي مي‌زيستند. يِيدي در ميانِ فرهنگِ اشكنازي، از حدودِ سدهٔ دهمِ ميلادي در كرانه‌هاي راين پا گرفت و  سپس گسترده شده در مركز و خاورِ اروپا و آميختن اش با زبان‌هاي اسلاوي آن را به شرقي و غربي شاخه كرد.  يديشي راستي را، از لهجه‌هاي جنوبِ شرقيِ آلمانيِ ميانهٔ عليا شاخه شد و در كنارِ ديگر زبان‌هاي آلماني، شاخه‌اي از زيرخانوادهٔ زبان‌هاي ژرمني است كه باالفباي عبري نوشته مي‌شود.

در بارهٔ يديشي دانستن، رابطهٔ مستقيم دارد با آگاهي در بارهٔ اشكنازي‌ها. بر خلافِ ديگر زبان‌ها كهگويش‌وران آن‌ها، باشندگانِ زادبومي ويژه يا شهروندانِ مليتي معلوم اند، يديشي را- در بيش‌تر  سال‌هاي عمر اش- يهودياني در سراسرِ جهان، به كار مي‌برده‌اند، با مليت‌هاي گوناگون. اگرچه يديشي در ميانِ يهوديانِ آمريكا كمابيش از رواج افتاده و در روسيه نيز رو به نابودي است و از همين رو، ميانهٔ سدهٔ بيستمِ ميلادي(چهاردهمِ هجري)، روزگارِِ مرگِ يِديشي ناميده شده؛ با اين همه، هنوز در ميانِ برخي از گروه‌هاي يهودي، به عنوانِ زبانِ مادري، به آن سخن گفته مي‌شود.

چرا يديشي؟

 

اصطلاحِ (به آلماني: Jiddisch) خود، در اروپا، تلفظي تطوريافته است از يهودي يا مشابه ِ jüdischانگليسي Jewish، و اين تلفظ تطوريافته، آن گاه كه ياي نسبتِ فارسي به آن افزوده شود، تركيبي ناآشنا هم مي‌شود. همچنان كه براي نمونه، Kurdish خود، به معناي كردي است و كرديشي تركيبي است نادرست. طرفه آن كه پسوند isch در زبان‌هاي ژرمني، همان ic يا ig در زبان‌هاي ايراني ميانهاست و ياي نسبتِ فارسي دري نيز بازماندهٔ همان.

اما گذشته از دستور زبان، شايد بتوان از دريچه‌اي ديگر، بهانه‌اي جست براي پذيرفتنِ نام يديشي. چنان كه گفته شد يِيديش خود به معناي يهودي است و زبانِ يهوديان، ناچار بايد با يكي از نشانه‌هاي  نسبت، به ايشان نسبت داده و براي نمونه گفته شود: يهودي(يهود+ي) يا يهودانه(يهود+انه)؛ يا آن كه به افرادِ يهودي منسوب شود و گفته شود يهوديانه(يهودي+انه). Jiddisch يا Yiddish خود بر همين صورت است: Jidd+isch و Yid+ish، به معناي يهودي. اكنون اگر ي نسبت را به آن بيفزاييم واژهاي ساخته‌ايم كه به يهوديان منسوب است. بايد در نظر داشت كه يهوديان، در سراسرِ جهان به زبان‌هاي مختلفي سخن گفته‌اند. پس، خواندن يهودياني كه در ميانِ ژرمن‌ها مي‌زيسته‌اند و نيز ناميدنِ زبان اشان، با اصطلاحِ يديشي، ايشان را از ديگر يهوديان مشخص مي‌كند و به روشن شدنِ مفهوم ياري مي‌رساند.

پيشينه 

يهوديان تنها روزگارِ كوتاهي با زباني كه عبري ناميده مي‌شود سخن گفته‌اند.[۱] به ويژه پس از پراكنده شدن در جهان، براي تعامل با ديگران، بيش‌تر به زبانِ مردمي سخن گفته‌اند كه در ميان اِشان جاي گرفته و به سرزمينِ ايشان منسوب شده‌اند و اگر تفاوتي به چشم بخورد، بسيار ناچيز است و در اندازهٔ لهجه و گويش. پيدايشِ يديشي نيز بر همين قاعده بوده. بخشِ بزرگي از عمرِ چندصد سالهٔ يديشي، به دگرديسيِ آن، از گويشي آلماني، به زباني ورزيده گذشت كه نمونهٔ بي‌مانندي شد از آميزشِ زبان‌هاي آلماني، لهستاني، روسي، عبري، آرامي و گاه اوكرايني.

از گويشي آلماني تا يديشي كهن 

 

برابر با سدهٔ چهارمِ هجري (دهمِ ميلادي) يهودياني از فرانسه و شمالِ ايتاليا، با كوچيدن به سوي شرق، براي نخستين بار به پايه‌گذاري اجتماعِ بزرگي از يهوديان در كرانه‌هاي راين آغازيدند و فرهنگي يهودي در ميانِ ايشان- در اروپاي مركزي– شكل گرفت و از آن پس در ميان يهوديان، به اشكنازي شناخته شدند. اگرچه آگاهي‌هاي ريزي در بارهٔ زباني كه تا آن روز در ميانِ ايشان به كار مي‌رفت در دست نيست، اما ناگزير، گويشي يهودي-رومي بوده كه لاز ناميده مي‌شود[۲] و به گمان، عنصرهايي پراكنده از ديگر زبان‌هاي جنوب اروپا در خود داشته است. تازه‌واردانِ يهودي اما، در كرانه‌هاي راين با لهجه‌هاي پرشمارِ ژرمني رويارو شدند كه مقدر بود بعدها ملتهايي را پديد آورند. در اين ميان جامعه ي جوانِ اشكنازي‌ها، گويشِ آلماني اش را با واژه‌ها و عبارت‌هايي از لاز نشانمند كردند[۲] كه هنوز اندك ردِ پايي از آن، در واژه‌هاي يديشيِ امروزي به جا مانده است، به ويژه در يِديشيِ غربي.[۳] واژه‌ها و عبارت‌هايي نيز از ادبيات ديني قوم يهود به گويش آلماني ايشان راه يافتند، چراكه ايشان به نوشته‌ها و ادبياتِ خاخامي دسترس بودند و ناگزير اصطلاحاتِ آن را در گفتگوهاي روزانه اشان شركت مي‌دادند.  اين چنين يهوديان رفته رفته، اين گويش را با نيازهاي ويژهٔ فرهنگِ نوپاي اشكنازي سازگار كردند. به شدت زير نفوذ عبري و آرامي واقع شد، چندان كه نزديك به يك ششم واژگان يديشي را شكل داد.[۴]كاست و فزودها در اين گويشِ آلماني، پرورشِ عمديِ تفاوت‌هايي زبان‌شناسانه بود تا اشكنازي‌ها، به تمايز و هويتي فرهنگي دست يابند. به اين ترتيب، صورتِ تغييرِ يافته‌اي از آلمانيِ سده‌هاي ميانه پديد آمد كه عنصرهايي را از لاز، عبريِ ميشنايي و آرامي به ارث برد تا عمده زبانِ يهوديانِ اشكنازي باشد.

همچنين جامعهٔ اشكنازي‌ها، جغرافياي خود را داشت، براي ارتباط در ميانِ محله‌هاي يهودي كه اندكي مستقل از همسايگانِ غيريهودي اشان بودند. در اروپاي سده‌هاي ميانه كه هنوز دولت‌هاي ملي پا نگرفته بود و فرمانروايانِ محلي و زمين‌داران، لگامِ اروپا را به دست داشتند، گسترهٔ فرهنگيِ يهوديان، چندان با قلمروي اين فرمانروايانِ محلي نمي‌خواند؛ به گونه‌اي كه حوزهٔ زندگيِ اجتماعاتِ اشكنازي تا شمالِ فرانسه و سرزمين‌هاي غربي‌تري كه يهوديانِ سفاردي در آن پراكنده بودند ادامه داشت.

كهن‌ترين سندِ به جا مانده به زبان يديشي، يك دعا است كه به زيبايي در نيايش‌نامه‌اي به عبريِ سره گنجانده شده. در اين نوشته، يِديشي، به روشني زباني از زبان‌هاي آلماني علياي ميانه است كه واژه‌هايي از آن عبري اند.

يديشي كهن 

جنگ‌هاي صليبي فضايي جزم‌انديشانه را در اروپاي مسيحي گستراند كه در پي اش سخت‌گيري بر اشكنازيان نيز افزوده شد. در سدهٔ سيزدهمِ ميلادي (سدهٔ هفتم هجري) در اجتماعاتِ كوچكِ يهودي به گويش‌هاي آلماني سخن مي‌گفتند جمعيت اِشان به شدت رشد كرد.[۵] سخت‌گيري‌ها و فشارها در اروپاي كاتوليك -كه يهوديان را زمينه‌سازِ به صليب بسته شدنِ پيامبر اشان مي‌دانستند- آنان را براي گريختن از شكنجه‌ها و آزارها به سوي شرق كوچاند. يديشي به شرقِ آلمان، لهستان، و ديگر سرزمين‌هاي شرقيِ اروپا رسيد. روياروييِ يديشي با زبان‌هاي اسلاويِ رايج در اين سرزمين‌ها، يديشي را با وام‌گيريِ واژه‌هايي از زبان‌هاي اسلاوي درگير كرد[۴] و دگرديسي اش را از گويشي آلماني، به زباني خودساخته در پي آورد. جدا شدن گويش‌وران اروپاي شرقي از كانونِ آلماني علياي ميانه و در معرض زبان‌هاي اسلاوي به ويژه لهستاني و اوكرايني، قرار گرفتن اش به نخستين تمايزها ميان يديشيِ غربي و شرقي انجاميد. يديشيِ شرقي ميانِ يهودياني گسترده شد كه درسرزمين‌هاي اسلاوي مي‌زيستند و يديشي غربي در ميان يهودياني كه در آلمان و فرانسه ماندند. به دو گويش بخش شدنِ يديشي، خود، مايهٔ متمايز شدنِ اجتماعاتِ گويشورانِ اين دو لهجه شد.

يديشي ميانه

 

در سده‌هاي چهاردهم و پانزدهم ميلادي، ترانه‌ها و چكامه‌ها در يديشي، و همچنين تكه‌هايي درعبري و آلماني، رختِ نوشتن پوشيدند. ترانه‌ها و چكامه‌هايي در يديشي و نيز قطعه‌هايي ملمع به آلماني و عبري از سدهٔ چهاردهم و پانزدهم پيدا شده‌اند كه در پايانِ سدهٔ پانزدهم كه مناخيم بن نفتالي اولدن‌درف گرد آورده است.[۳] در همين دوره و همزمان با رنسانس، شكل‌گيريِ توافقي در ميانِ جامعهٔ يهودي به چشم مي‌آيد تا نسخهٔ خود را از ادبياتِ گيتي‌گرايانه ي آلماني، همساز كند. نخستين چكامهٔ حماسي از اين دست كه به نظم در آمد دوكوس هورانت است كه در كتابخانهٔ كمبريج نگاه داشته مي‌شود. اين دست‌نوشت، در سالِ ۱۸۹۶م. در كنيسه ي قاهره يافته شد و گردايه‌اي از چامه‌هايي داستاني با موضوعاتِ كتابِ مقدس و حقاده را در بر داشت.[۳]

در سدهٔ شانزدهم م. اروپاي خاوري، به ويژه لهستان، كانونِ جهانِ يهودي بود. پس زبانِ يهوديان به گونه‌اي فزاينده، با عنصرهايي از زبان‌هاي اسلاوي در هم آميخت. همچنين در همين روزگار، يديشيِ الفباي عبري را به كار گرفت و زباني نوشتاري شد. در ميانه‌هاي اين سده، پيشرفتي در ادبياتِ نوشته‌ها ديده مي‌شود. فراگير شدنِ دستگاهِ چاپ هم، كمكِ چشمگيري كرد به بازماندنِ اين نوشته‌ها.

صرفِ نظر از به كارگيريِ آشكارِ واژه‌هاي عبري براي موضوعاتِ ديني، حكم كردن در بارهٔ چند و چونِ فاصله گرفتنِ يديشي از آلماني، در اين دوره، بسيار دشوار است. اين به ويژگي‌هاي آوايي -كه فرض مي‌شود حروف به ويژه واكه‌ها داشته‌اند- بسته است. اجماعي ميان پژوهندگان پيدا است از اين قرار كه در اين دوره، يديشي شايد- حتا هنگامي كه به مولفه‌هاي آلماني واژگان اش محدود بوده- متمايز از ميانگينِ گويش‌هاي آلماني به گوش مي‌آمد.

 

 

در آغازِ سدهٔ بيستمِ م. يديشي به عنوانِ يكي از زبان‌هاي بزرگ اروپاي شرقي پديدار شد. سينماييديشي و تئاترِ يديشي مي‌شكفتند و ادبياتِ غني آن بيش از هر زمانِ ديگري منتشر شد، چندان كه يديشي يكي از زبان‌هاي رسميِ بلاروس شد.[۳] پس از جنگِ جهانيِ نخست، آموزشِ مستقل و هماهنگ براي يهوديان در چند كشور- به ويژه در لهستان– مايهٔ گسترش و رواجِ آموزشِ يديشيِ روشمند و باقاعده شد و همگرايي و همساني بيش‌ترِ نگارش و ويرايش را در ميان يهوديان در پي آورد. اين فرايند همچنين به شكل گرفتن و پايه گذاشتنِ بنيادِ علميِ يديشي در سالِ ۱۹۲۵۵ انجاميد. يديشي، زبانِ مليِ قومِ يهود در اروپاي خاوري شد و جنبشِ صهيونيسم را براي كوچاندنِ يهوديان به  سرزميني بيرون از اروپا، وقعي ننهاد و راه خود را، براي بر پا كردن و پيش بردنِ فرهنگِ يكپارچهٔ يهودي در اروپا پي گرفت.

آمريكا

 

آمريكا سرزميني است كه به دست دريانوردان اسپانيايي به اروپاييان شناسانده شد. اگرچه حضور و نفوذ اسپانيايي‌ها و فرهنگ و زبان اسپانيايي در جنوب و مركز قاره ي آمريكا هنوز هم پا بر جا است اما  شمال اين قاره هم دور از اين حضور و نفوذ نبوده است. تا پايان سده ي نوزدهم ميلادي بسياري از ايالتهاي جنوبي ايالات متحده همگي يا در كنترل اسپانيا بودند يا بخشي از خاك مكزيك. شايد از همين رو بود كه بيش‌تر يهودياني كه رحل اقامت در ينگه دنيا انداختند، يهوديان سفاردي بودند. تنها در  ميانه‌هاي سده ي نوزدهم م. بود كه نخستين اشكنازيان از آلمان و پس از آن از خاور اروپا به اين كشور رسيدند و يديشي نخستين حضور اش را در آمريكا ثبت كرد. فورورتس يكي از هفت روزنامهاي بود كه هر روز در نيويورك چاپ و منتشر مي‌شد.

تنها در خاور اروپا نبود كه ادبيات يديشي هر روز غني‌تر مي‌شد. در ۱۹۷۶ سول بيلو كه در كانادا زاده شده بود اما در امريكا زندگي مي‌كرد برنده ي جايزه نوبل ادبيات شد. او يديشي رواني داشت شعرهاي فراواني را از يديشي به انگليسي برگرداند. شعرهايي كه سروده‌هاي ايزاك بشويس سينگرنيز در ميان اشان بود. در ۱۹۸۷۷ اما، خودِ ايزاك بشويس سينگر، نويسنده ي يديشي‌زبان زاده يلهستان و مقيم امريكا برنده ي جايزه نوبل در ادبيات شد.

 

 

يديشي، از ديگر سو با عبريِ نو در چالش بود كه صهيونيست‌ها مي‌كوشيدند در ميانِ يهوديان بپراكنند و زبانِ رسميِ قومِ يهود بشناسانند. در سال‌هاي نخستِ اشغالِ فلسطين نيز، در سرزمين‌هاي اشغال شده، جنگي به نامِ جنگِ زبان در گرفت، ميانِ طرفدارانِ به كارگيريِ زبانِ آلماني- كه هوادارِ استعمارِ آلمان بودند- و گروهي ديگر كه هوادارِ استعمارِ انگليس بودند و خواستارِ به كار گرفتنِ زبانِ عبري و برخي ديگر كه خواستارِ به كار گرفتنِ زبانِ يِديشي بودند.[۸]

زبان ملي اسراييل، عبريِ نو است. كنار رفتن يديشي به عنوان زباني كه ميل و توان جانشيني دارد، خود بازتابيدهٔ كشاكش دو نيروي مذهبي و گيتي‌گرايانه بود. گروه‌هاي گيتي‌گرا زبانِ مليِ نويي براي برجسته كردنِ هويت مي‌خواستند و اهل مذهب به طور سنتي مي‌خواستند كه عبري، زبانِ مقدس ويژه نماز و نيايش و مطالعاتِ مذهبي، پذيرفته باشد. در آغازِ سدهٔ بيستم ترسايي كوچندگان صهيونيست در فلسطين كوشيدند تا كاربرد يديشي را در ميان جامعهٔ خودشان از ريشه بركنند و يا دست كم از لحاظ اجتماعي ناپذيرفتني كنند.

اين كشاكش همچنين نگاه‌هاي مخالف ميان يهوديان گيتي‌گرا را در سراسر جهان بازمي‌تاباند. از سويي عبري و صهيونيسم و از ديگر سو يديشي و انترناسيوناليسم به عنوان وسايل تعريف كردن ظهور ملي‌گرايي يهود. سرانجام پس از ۱۹۴۸ و با نفوذ يهوديان سفاردي ميزراحي -كه يديشي براي  شان بيگانه بود اما از پيش با عبري آشنا بودند- عبري ديگر تنها گزينهٔ عملي به نظر مي‌آمد. اگرچه عامل اجتماعي فرصت‌ها را براي كام يافتن يديشي از ميان برد، اما از ديگر سو اولياي امور در اسراييل نيز، در دههٔ ۱۹۵۰، با گستراندن قوانين سانسوري كه از حاكميت بريتانيا ارث رسيده بود، تئاتر يديشي  را در اسراييل كمابيش ممنوع كردند.

با اين همه هنوز برخي كوچندگان كهنسال‌تر به اسراييل از شوروي كه بيش‌تر از پنجاه سال دارند تا  اندازه‌اي به يديشي سخن مي‌گويند يا دست كم آن را مي‌فهمند. در حلقه‌هاي مذهبي، اين هاردي اشكنازيان و به ويژه يهوديان حسيدي و ميتناگديمِ(ضد حسيديّه) يشيوايِ جهانيِ ليتواني بودند كه  آموزاندن سخن گفتن و به كار بردن يديشي را پي گرفتند و آن را زباني ساختند كه صدها هزار از يهوديان هاردي امروزه آن را به كار مي‌برند. بزرگترين اين مركزها در بني براك و بيت المقدّس است.[۳]

يديشي در روسيه بيروبيجان، جمهوري خودمختار يديشي

اين جمهوري در سالِ ۱۹۳۴م. (۱۲۹۳ هجري خورشيدي) بنياد نهاده شد. پس از جنگ جهاني دوم، رهبرانِ شوروي را راي بر آن شد كه يهوديانِ روسيه را به نقطه‌اي از سرزمينِ پهناورِ روسيه بكوچانند و فراهم آورند. بيروبيدژان، در دورترين سرزمين‌هاي خاورِ دورِ روسيه برگزيده شد و يهوديان به اين منطقه  كوچانده شدند. هم اكنون، زبان يِديشي در اين جمهوري، زبانِ رسمي است.